شمارهٔ ۱۰۲ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بیرون خیالت از دل غافل نمیرود
ور میرود به سوی تو بی دل نمیرود
هرگز مرا هوای سر کویت ای نگار
از سر برون ز دوری منزل نمیرود
بحری است عشق او که ز باد مخالفش
تا نشکند قراب به ساحل نمیرود
آید چو یار تا نکند کار عشق را
بر من هزار مرتبه مشکل نمیرود
قصاب تیر غمزه چو خوردی قرار گیر
کس زخمدار از پی قاتل نمیرود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به توصیف عشق و احساسات عمیق خود نسبت به معشوق میپردازد. او میگوید که حتی وقتی خیال معشوق از دلش میرود، همواره به یاد اوست و نمیتواند او را فراموش کند. عشق او مانند دریایی است که با بادهای مخالف نیز آرام نمیشود. همچنین، شاعر به مشکلاتی که در عشق با آنها روبروست اشاره میکند و بیان میکند که تا زمانی که فرصت دیدار یار فراهم نشود، هیچ کاری در عشق انجام نمیشود. در نهایت، او به زخمهای عشق اشاره میکند و میگوید که هیچکس در پی قاتل قلبش نمیرود، زیرا زخم عشق بسیار عمیق و دردناک است.