شمارهٔ ۱۰۵ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
عزیزا چون به من دل مهربان کردی خوشت باشد
سرافرازم میان عاشقان کردی خوشت باشد
ز روی مهربانی از لب لعل شفابخشت
علاج درد جای ناتوان کردی خوشت باشد
در اول گرچه بودم دور از نزدیک گلزارت
در آخر محرمم در گلستان کردی خوشت باشد
اگر در موسم گل بینصیب از گلشنم کردی
ولی در وقت سنبل باغبان کردی خوشت باشد
مرا در عشق مستقبل به از ماضی بود طالع
توام در عشقبازی کاردان کردی خوشت باشد
بهخاکافتاده خود را چو دیدی ای شه خوبان
نگاهی از ترحم سوی آن کردی خوشت باشد
رسد قصاب چون پیش تو نتواند سخن گفتن
نمودی روی و او را بیزبان کردی خوشت باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و محبت است. شاعر از محبوب خود میخواهد که به خاطر مهربانیها و خوبیهایش خوشحال باشد. او به تحولی که در خود احساس کرده و به نزدیکیاش با محبوب اشاره میکند و میگوید که این عشق برایش ارزشمندتر از گذشته است. شاعر همچنین به فرایند عشق و ارتباط عمیقتری که بین آنها ایجاد شده، اشاره میکند و در نهایت به حسرت دیگران که قادر به بیان عشق خود نیستند، میپردازد. به طور کلی، شعر حس زیبای عشق و قدردانی از محبت را منتقل میکند.