نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۶ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نشستن با تو و بر خود نبالیدن ستم باشد

تو را دیدن دگر در پوست گنجیدن ستم باشد

توان تا سوخت چون پروانه پیش شمع رخسارت

چو بلبل از هجوم درد نالیدن ستم باشد

چو خوانا گشت خط عارضت متراش از تیغش

که خط از روی این مصحف تراشیدن ستم باشد

کنار خود ز آب دیده خرم می‌توان کردن

به کشت خویشتن باران نباریدن ستم باشد

تو آموزی طریق مصلحت‌بینان و می‌دانی

ز حرف دشمنان از دوست رنجیدن ستم باشد

توان تا سوختن چون شمع در بزم نکورویان

چراغ خلوت فانوس گردیدن ستم باشد

ز افعال جهان قصاب دائم چشم حیرت را

ز خود پوشیدن و عیب کسان دیدن ستم باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساساتی عمیق از عشق و رنج است. شاعر به ستم و زجر ناشی از عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که نشستن و نزدیکی به معشوق بدون عشق، خود نوعی ظلم است. او به سوختن و ناله کردن از درد عشق، مانند پروانه‌ای که دور شمع می‌چرخد، اشاره می‌کند و بر ناامیدی و ناراحتی در مواجهه با معشوق می‌افزاید. شاعر همچنین به اهمیت افکار و راه‌های مصلحت‌اندیشی اشاره کرده و از دوستی و دشمنی سخن می‌گوید. به طور کلی، شعر حول محور عشق، درد و ستم شکل گرفته و حسرت و اندوه ناشی از عشق ناکام را به تصویر می‌کشد.