شمارهٔ ۱۲۴ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
لبتشنه نیاز چو بیتاب میشود
از آب تیغ ناز تو سیراب میشود
عاشق در این محیط خطرناک چون حباب
در یک نفس ز شوق تو نایاب میشود
آن کس که بر کشاکش این بحر تن نهاد
چون موج طوق گردن گرداب میشود
دورم به هرکجا که نشینم به یاد او
از سیل گریه دجله خوناب میشود
دیدن رخت دوباره میسر نمیشود
زیرا که هر که دید تو را آب میشود
در بزم خاص بادهپرستان شوق تو
دوری که هست قسمت قصاب میشود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساس عشق و اشتیاق عمیق اشاره دارد. شاعر از تشنگی قلبی و نیاز به معشوق سخن میگوید، که از دیدن او سیراب و سرشار میشود. عاشق در محیطی پرخطر مانند حباب است و از شوق معشوق به اوج میرسد. مواجهه با سختیهای زندگی و دوری از معشوق، او را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد و گریهاش بیحد و حصر است. همچنین اشاره میشود که دیدن معشوق مجدد ممکن نیست، زیرا هر که او را میبیند، به نوعی از عشق و شور و شوق، آب میشود. در پایان، شاعر به فضای خاص عاشقانه و دوری از محبوب اشاره میکند که به غم و تنهایی انسان میانجامد.