نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۱ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خورشید تف از عارض تابان تو دارد

مه روشنی از شمع شبستان تو دارد

تمکین و سرافرازی و رعنایی و خوبی

سرو سهی از قدّ خرامان تو دارد

خود را ز حشم کم ز سلیمان نشمارد

آن مور که ره بر شکرستان تو دارد

آفاق ز رخ کرده منوّر گل خورشید

پیداست که رنگی ز گلستان تو دارد

هنگام تبسّم ز غزل‌خوانی بلبل

رمزی است که گل از لب خندان تو دارد

گر طعنه زند بر چمن خلد عجب نیست

آن دل که گل غنچه پیکان تو دارد

برکش ز میان تیغ و به قصاب نظر کن

چون گردن تسلیم به فرمان تو دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌ها و خصائص معشوق می‌پردازد. شاعر با استفاده از تشبیه‌های زیبا، معشوق را به خورشید و ماه تشبیه می‌کند و از زیبایی و جذابیت او می‌گوید. همچنین، به صفاتی چون تمکین، سرافرازی و خوبی اشاره می‌کند و به تصویر گریه دل عاشقانه‌ای می‌پردازد که در برابر زیبایی معشوقش تسلیم است. شاعر همچنین از تأثیر معشوق بر طبیعت و احساسات دیگران سخن می‌گوید و در نهایت، تسلیم و اطاعت خود را در برابر اراده معشوق بیان می‌کند.