شمارهٔ ۱۳۲ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
عشق بیدردسر نمیباشد
بحر بیشوروشر نمیباشد
نکند جا به هر دلی غم دوست
هر صدف را گهر نمیباشد
عاشقان را به جز شهید شدن
آرزوی دگر نمیباشد
چه کنی منعم از پریدن رنگ
بیدلان را جگر نمیباشد
یا بکش یا خلاص کن ما را
صبر ما اینقدر نمیباشد
چشم ریزش ز هر خسیس مدار
خار و خس را ثمر نمیباشد
ای دل از دیدنش ز خویش برو
بهتر از این سفر نمیباشد
یار قصاب را بخواهد کشت
خوبتر زین خبر نمیباشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر بیان شده که عشق همیشه با درد و رنج همراه است و نمیتوان انتظار داشت که همیشه بیدردسر باشد. غم دوست، مانند گوهری در دلهاست و عاشقان تنها آرزوی شهادت و فدای عشق را دارند. کسانی که دل ندارند، نمیتوانند احساس واقعی داشته باشند و صبر عاشقان نیز حد و اندازهای دارد. همچنین اشاره میشود که بهتر است از دیدن معشوق خودداری کنیم زیرا این دیدن ممکن است دردآور باشد. در نهایت، اشاره به این است که ماجرای عشق و جدایی همیشه دارای سختی و غم است.