شمارهٔ ۱۳۵ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
وصالت بیکسان را جمله کس باشد اگر باشد
دو عالم را غمت فریادرس باشد اگر باشد
وصال دوست گر داری طمع، قطع تعلّق کن
خلاف نفس سرکش از هوس باشد اگر باشد
ز شوقت با دل صد چاک همراز فغان من
در این وادی همین بانگ جرس باشد اگر باشد
دل غمدیده را از نقد وصلت در جداییها
مگر روزی به داغی دسترس باشد اگر باشد
در این دریا مدام از طالع وارون حباب آسا
مرا در دل مراد یک نفس باشد اگر باشد
به دل در روز اول داغ جانان میشود پیدا
در این گلزار از این گلشن هوس باشد اگر باشد
نه راحت زآشیان دیدم نه در پرواز آسایش
همین آرام در کنج قفس باشد اگر باشد
در این لبتشنگی قصاب زار نیم بسمل را
دم آبی ز شمشیر تو بس باشد اگر باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساسات عمیق عشق و جدایی است. شاعر به بررسی موضوعاتی چون وصال (اتحاد) و فراق (جدایی) میپردازد و بیان میکند که در این دنیا حتی در رنج و غمها، عشق میتواند بینهایت ارزشمند باشد. او اشاره میکند که اگر بخواهیم به وصال دوست برسیم، باید وابستگیهایمان را کنار بگذاریم و از خواستههای نفسی فاصله بگیریم. شاعر همچنین به درد جدایی و داغ عشق اشاره میکند و میگوید که در دلش فریادهایی وجود دارد که از عشق ناشی میشوند. در نهایت، او به تضاد بین آرامش و بیقراری در عشق میپردازد و وضعیت خود را به نشانهای از تشنگی و ناامیدی شبیه میکند.