شمارهٔ ۱۴۴ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در دل خیال یار بسی جلوه میکند
طاووس قدس در قفسی جلوه میکند
سر آنچه میزند به دلم هست دود آه
یا شعله در میان خسی جلوه میکند
خال است بر لب تو برآورده سر ز خط
یا پای در شکر مگسی جلوه میکند
آیینهای است بر سر راه فنا جهان
هر دم در آن مثال کسی جلوه میکند
در رزمگاه عرصه عالم دلاوری
هر دم سوار بر فرسی جلوه میکند
قصاب نفس بسته به پای صد آرزوست
این سگ همیشه در مرسی جلوه میکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیباییها و جلوههای خیال یاری میپردازد. طاووس قدس در قفس و نمادهای دیگر مانند دود، شمع، و خال لب معشوق، تصاویر زیبایی از عشق و آرزوها را به تصویر میکشند. او به ناپایداری جهان اشاره میکند و در عین حال، از دلاوری در عرصه زندگی و ستیز با نفس و آرزوها سخن میگوید. در نهایت، زندگی را به مبارزهای تشبیه میکند که در آن انسانها همیشه در جستجوی زیبایی و معنا هستند.