شمارهٔ ۱۴۸ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هر دل که تیر غمزه او را هدف شود
باران ابر رحمت حق را صدف شود
افلاک را منازل اول کند حساب
آن رهروی که بر در شاه نجف شود
موجش برد به دوش از این بحر بر کنار
هرکس سبک ز بار تعلق چو کف شود
کسب کمال میبردش چون نگین به گور
خوب است لعل سعی کند تا خزف شود
همچون گیاه جاده مرا آرزو به دل
تا سر زند، به پای حوادث علف شود
آخر دوید بر رخم اشگ بهانهجوی
یا رب مباد طفل کسی ناخلف شود
ای نای تنگ خاطر قصاب را ز لطف
بنواز نغمه تا قد دشمن چو دف شود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی اثرات عشق و ارتباط با حق میپردازد. شاعر بیان میکند که هر دل که به عشق الهی و زیباییهای او بستگی پیدا کند، به تعالی و کمال میرسد. او به تصویر کشیدن حالاتی همچون باران رحمت، بالا رفتن از مراحل آسمانی و رهایی از تعلقات مادی میپردازد. همچنین، اشاره به امید و آرزو دارد که انسانها در مسیر رشد و کمال به سوی هدفهای عالی هدایت شوند. در نهایت، شاعر نگران سرنوشت اطفال و آینده نوادگان است و از خداوند میخواهد که آنها را در مسیر درست هدایت کند.