نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز هر جانب که آن سرو روان خندان شود پیدا

ز شور عاشقان از هر طرف افغان شود پیدا

نمک می‌ریزد از موج تبسم بر دل ریشم

لب او هر کجا چون پسته خندان شود پیدا

ز یک انداز چشمی کشتی عمرم تباه آمد

که می‌گفت از نگاهی این قدر طوفان شود پیدا

به یاد لعل میگون تو در خون جگر ما را

به دور دیده چندین خوشه مرجان شود پیدا

بده تن در قضا، آمادهٔ تیغ شهادت شو

چو آن نامهربان با خنجر مژگان شود پیدا

کند دریانشین آب حسرت اهل محشر را

اگر قصاب با این دیدهٔ گریان شود پیدا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دلبستگی عمیق شاعر به محبوبش است. شاعر از شادی و شور عاشقان سخن می‌گوید و به زیبایی‌های محبوب اشاره می‌کند. او می‌نویسد که لبخند محبوبش همچون نمک بر زخم دل او می‌ریزد و چشمی که به او می‌نگرد، عمرش را تباه کرده است. شاعر به یاد محبوبش دلش پر از حسرت و غم است و دل‌تنگی خود را با تصاویری از زیبایی‌ها و دردهای عاشقانه توصیف می‌کند. او در نهایت با اشاره به قضا و خطرات پیش‌رو، از آمادگی برای پذیرش سرنوشت و شهادت در عشق می‌گوید. این شعر احساسی عمیق و پر از تضادهای عشق و درد را به تصویر می‌کشد.