نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۷ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

صبح وصال را اثر آمد هزار شکر

شام فراق را سحر آمد هزار شکر

دلبر رسید خرم و می خورد و بوسه داد

نخل مراد بارور آمد هزار شکر

چون آفتاب از ره روزن به روی ماه

ناخوانده‌ام به کلبه درآمد هزار شکر

می‌کردم از سپهر سراغ هلال عید

ابروی یار در نظر آمد هزار شکر

از چار موج دجله اضداد کشتی‌ام

بیرون ز ورطه خطر آمد هزار شکر

طفل سرشگ تا سر مژگان ز دل دوید

این نورسیده با جگر آمد هزار شکر

قصاب داغ زلف سیاهی به دل رسید

امشب عزیزم از سفر آمد هزار شکر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره خوشحالی و شکرگزاری شاعر به خاطر رسیدن به وصال معشوق و لحظات شیرین و رویایی است. شاعر از عشق و زیبایی‌های آن صحبت می‌کند و برای هر لحظه‌ای که با محبوبش می‌گذراند، هزار بار شکرگزاری می‌کند. او به زیبایی چهره معشوق، حس خوب و لحظات شاد در کنار او اشاره می‌کند و از خطراتی که پشت سر گذاشته، با خوشحالی یاد می‌کند. در نهایت، شاعر از بازگشت معشوق از سفر و شادی ناشی از این دیدار صحبت می‌کند.