نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۱ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ندیدم چون تو شوخ از سرکشی برگشته‌مژگان‌تر

ندیدم از تو آشوب جهانی نامسلمان‌تر

ز بهر آنکه ریزی بر زمین خون اسیران را

شوی از چشم مست خویشتن هر روز مستان‌تر

خرام از قد و قد از ناز و ناز از جلوه زیباتر

نگاه از چشم و چشم از طور و طور از شیوه فتان‌تر

بیان کردم حدیث دوری و شرح شب هجران

پریشان کرد زلف و گفت از زلفم پریشان‌تر

ز بهر پیشکش جان بر کف دست آمدم سویش

چو دیدم ابروی خون‌ریزش از شمشیر برّان‌تر

چو بشنید این غزل را از ره مهر و وفا سویم

تبسم کرد و گفت ای خانه از ویرانه ویران‌تر

تو گر قصاب خواهی سبز بستان محبت را

بباید کرد پیدا دیده‌ای از ابر گریان‌تر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد و احساسات شاعر در نسبت با او را بیان می‌کند. شاعر از شوخی و سرکشی معشوقش می‌گوید و متوجه می‌شود که او بی‌نظیر است. همچنین، شاعر نویسندگی و دوری را با صحبت درباره شب هجران و پریشانی زلف معشوق توصیف می‌کند. او به عشق و محبت اشاره کرده و از زیبایی‌های معشوقش مانند ابرو و ناز می‌گوید. در نهایت، شاعر می‌گوید که اگر می‌خواهد همچون قصاب محبت را در دست گیرد، باید درک و عشق عمیق‌تری داشته باشد. کل شعر بر محور زیبایی، عشق و درد جدایی می‌چرخد.