نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۲ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دارم بتی ز کج کلهان کج‌کلاه‌تر

رویش چو ماه لیک ز هر ماه ماه‌تر

طرز نگاه کردنش از آهوی ختا

باشد هزارمرتبه وحشی‌نگاه‌تر

خالی که می‌نمایدش از عارض چو ماه

چون عنبر است لیک ز عنبر سیاه‌تر

در عدل و داد و منصب خوبی نگار من

هست از جمیع پادشهان پادشاه‌تر

بی‌طالعم وگرنه به درگاه یار نیست

در جرگ عاشقانش ز من بی‌گناه‌تر

کشتی فکنده‌ام به محیطی که می‌شود

هردم ز بادهای مخالف تباه‌تر

قصاب ای دریغ که در آستان دوست

از هرکه بی‌پناه، تویی بی‌پناه‌تر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر، درباره محبوبه‌اش سخن می‌گوید و او را به زیبایی‌های ماه تشبیه می‌کند، اما می‌گوید که او حتی زیباتر از ماه است. نگاه او را وحشی و تند می‌داند و زیبایی‌اش را به عطر عنبر تشبیه می‌کند اما می‌گوید سیاه‌تر است. در مورد عدل و انصاف او نیز می‌گوید که از همه پادشاهان برتر است. شاعر در اوج ناامیدی، خود را بی‌طالع و بی‌گناه می‌داند و می‌گوید که در دنیای عشق، به خاطر شرایطش، از دیگران بی‌پناه‌تر است. او همچنین در برابر مشکلات مشابه کشتی‌ای می‌بیند که در آب‌های طوفانی غرق می‌شود. در نهایت، از قصاب (شاعر می‌تواند به خود اشاره کند) می‌خواهد که در آستان دوستش به این ناامیدی و بی‌پناهی پایان دهد.