نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۶ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

شده‌ست از بس که روز از ماه و ماه از سال رسواتر

مرا هر لحظه گردد صورت احوال رسواتر

مکن دل پایبند شاهد دنیا که در محفل

کند معشوقه بدشکل را خلخال رسواتر

ندانم صیدگاه کیست این صحرای پر وحشت

که از صید گرفتار است فارغ‌بال رسواتر

قلندرمشربان را پرده‌پوشی کی بود لازم

در این ره کوچک ابدال است از ابدال رسواتر

ز بی‌تابی ره سیلاب را کی‌ می‌توان بستن

کند نوکیسه را هر دم غرور مال رسواتر

گذشت از حد تو را رسوایی ای قصاب می‌ترسم

که سازد روز حشرت نامه اعمال رسواتر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس رسوایی و ناتوانی شاعر در برابر سختی‌های زندگی اشاره دارد. شاعر از روز و ماه و سالی سخن می‌گوید که او را بیشتر از قبل در انزوا و رسوایی می‌برد. او به جایگاه و ظاهر زیبای معشوق اشاره می‌کند و هشدار می‌دهد که دل را به دنیا نبندد، زیرا زیبایی ظاهری نمی‌تواند باعث خوشحالی واقعی شود. او از رنج و مصیبت‌هایی که در زندگی او را محاصره کرده‌اند می‌گوید و به حسرت و اضطراب درونی اشاره دارد. در نهایت، او بر این نکته تأکید می‌کند که روزی کارنامه اعمالش درباره رسوایی‌ها و شکست‌هایش قضاوت خواهد کرد.