نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۷ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای کعبه ارباب وفا کوی رفوگر

محراب دعا گوشه ابروی رفوگر

چون قطره شبنم که نشیند به رخ گل

دیدم عرق‌آلوده گل روی رفوگر

این رهزن صد قافله یا هاله ماه است

یا سرزده خط از رخ نیکوی رفوگر

از بهر رفوکاری‌اش افتاده شب و روز

صد پاره دل بر سر زانوی رفوگر

گر بند قبا جانب گلزار گشاید

گلزار معطر شود از بوی رفوگر

بیرون ز کفم شد دل و دین آخر و گشتم

قصاب اسیر قد دلجوی رفوگر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت یک فرد خاص، که به "رفوگر" تشبیه شده، پرداخته است. شاعر در اینجا کعبه را به عنوان نماد وفا و محل دعا معرفی می‌کند و "رفوگر" را به عنوان کسی که دل‌ها را ترمیم می‌کند، توصیف می‌کند. او احساسات عمیق خود را نسبت به این شخص ابراز می‌کند و بیان می‌کند که چطور عشق و زیبایی او همه چیز را در زندگی‌اش تحت تأثیر قرار داده. حسی از افول و استیصال در برابر جاذبه این فرد و زیبایی‌هایش نیز در شعر موجود است. در کل، این متن تجلیلی است از عشق و زیبایی.