نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۹ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تار قانون جهان ساز نگردد هرگز

به کس این ساز هم‌آواز نگردد هرگز

پای بیرون منه از خویش که مرغ تصویر

زخمی چنگل شهباز نگردد هرگز

رمز خون‌ریزی مژگان تو دل داند و بس

دیگری آگه از این راز نگردد هرگز

هست عمری که به قربان سرت می‌گردم

مرغ دل مانده ز پرواز نگردد هرگز

به توکل فکن این کار که با ناخن سعی

گره افتد چو به دل باز نگردد هرگز

پاک طینت نکشد زحمت سوهان قصاب

مهر محتاج بپرداز نگردد هرگز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره قانونمندی جهان و تعلقات انسانی است. شاعر می‌گوید که هیچ چیز در دنیا به صورت تصادفی یا به راحتی تغییر نمی‌کند و هر چیزی قواعد خاص خود را دارد. او با استفاده از تمثیل‌هایی چون "مرغ تصویر" و "شهباز" بر این نکته تأکید می‌کند که ماهیت ذاتی موجودات را نمی‌توان تغییر داد. همچنین به عشق و فداکاری اشاره می‌کند و بیان می‌کند که او سال‌ها برای معشوقش فداکاری کرده است، اما دلش هنوز از او دور مانده. او در نهایت یادآور می‌شود که در تلاش‌ها و برنامه‌ریزی‌ها، هرگاه کار به دقت و توکل انجام شود، نتایج بهتر خواهد بود و برخی ویژگی‌ها، مانند طینت پاک، به راحتی تغییر نمی‌کنند.