نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۸ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گه انیس دشت و گاهی محرم گلزار باش

وانگه از اسرار هرجا می‌رسی ستار باش

چند روزی چون خم می تا در این میخانه‌ای

مست کن از خویش عالم را و خود هشیار باش

زود رسوا می‌شود گندم‌نمای جوفروش

در نظرها خار و در معنی گل بی‌خار باش

دهر صحرایی است پرآشوب جای خواب نیست

تا نگه‌ داری ز رهزن خویش را بیدار باش

بهر آتش منت خاشاک از صحرا مکش

چون دل عاشق کباب از شعله رخسار باش

زهر را قصاب پازهر است در حکمت دوا

آنچه غفلت کرده‌ای در فکر استغفار باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مضامین عمیق و فلسفی اشاره دارد. شاعر از خواننده می‌خواهد در دشت زندگی همواره هوشیار و بیدار باشد و از اسرار آگاهی یابد. او می‌گوید باید از زندگی لذت برد و درعین‌حال هوشیار بود. شاعر به خطرات و تلاطمات دنیا اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که باید از حقایق درونی خود آگاه بود. همچنین به زودرس بودن برخی افراد و خود را در مقام والا نشان دادن اشاره می‌کند. در نهایت، او به ضرورت توبه و استغفار پس از غفلت و نادانی می‌پردازد و بر اهمیت درک عمیق از زندگی تأکید دارد.