شمارهٔ ۱۸۱ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای دل همیشه طالب دیدار یار باش
آیینه گرد و بر رخش امیدوار باش
سیلابوار تند روی بر کنار نه
یک قطره باش و همچو گهر آبدار باش
راضی مباش همچو خزان در شکست غیر
در هر چمن که پای گذاری بهار باش
چون لاله در میان جوانان این چمن
خواهی که روشناس شوی داغدار باش
مانند برق خنده دنداننما مکن
گریان به کشت خویش چو ابر بهار باش
در دست روزگار مبادا سبک شوی
بنشین چو کوه و پیش بلا پایدار باش
گردد بلند مرتبه ز افتادگی غبار
خواهی که سرفراز شوی خاکسار باش
قصاب زین وفا که من از دهر دیدهام
گو دست غیر در کمر روزگار باش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوت به تلاش و تلاش برای دیدار معشوق است. شاعر از دل میخواهد که همیشه در جستجوی یار باشد و در زیبایی و امید مانند آینه باشد. او تأکید میکند که نباید مثل خزان تسلیم ناملایمات شد و باید در هر شرایطی بهارگونه زندگی کرد. شاعر همچنین به لاله اشاره میکند که باید در میان جوانان برجسته باشد و نباید مانند ابر گریه کند، بلکه باید قوی و با اراده باشد. او توصیه میکند که در برابر مشکلات استوار مانند کوه باشیم و برای رسیدن به مرتبهای بالا باید humble باقی بمانیم. در نهایت، شاعر به خیانتها و سختیهای زمانه اشاره میکند و بر اهمیت وفاداری تأکید میکند.