نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۲ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قانع دلا به خشک و تر روزگار باش

آسوده‌خاطر از خطر روزگار باش

گر زیرکی قناعت کنج قفس گزین

فارغ ز آفت شجر روزگار باش

از بوی آشنایی مردم دماغ گیر

ایمن همی ز دردسر روزگار باش

تو پای از این محل خطر بر کنار کش

گو دست غیر در کمر روزگار باش

جنسی که باب منزل عیش است بی غمی است

فارغ ز قید سیم و زر روزگار باش

غافل مشو ز گردش این روز و شب مدام

بیدار چشم فتنه‌گر روزگار باش

قصاب آه و ناله به جایی نمی‌رسد

لال از برای گوش کر روزگار باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به اهمیت قناعت و آرامش در زندگی اشاره دارد. شاعر به خواننده توصیه می‌کند که در برابر سختی‌ها و مشکلات روزگار صبور و آسوده خاطر باشد. او به این نکته اشاره می‌کند که زیرکی در قناعت باعث مصونیت از خطرات می‌شود و باید از مادیات و دلبستگی به پول و ثروت دوری کرد. همچنین، هشدار می‌دهد که باید هوشیار و بیدار بود و از غفلت در برابر تغییرات زمان دوری کرد. در نهایت، یادآوری می‌کند که ناله و آه هیچ کمکی به تغییر وضعیت نمی‌کند و بهتر است با واقعیت‌ها روبرو شد.