نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۹ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به هر کجا که روی باشدت خدا حافظ

بود همیشه تو را ز آفت سما حافظ

به هر اراده که داری رسی به مطلب دل

ز هر دلی گذری گرددت دعا حافظ

اگرچه گل ز نسیم صبا خطر دارد

تو آن گلی که بود دائمت صبا حافظ

به‌ خاطر تو گزندی ز چشم بد نرساد

بود تو را ز همه دردها دوا حافظ

فکند اگر گرهی روزگار در کارت

مدار بیم که باشد گره‌گشا حافظ

مرا امید که از آفت زمانه بود

تو را دعای سحرگاه پیر ما حافظ

امید آنکه به دنیا و آخرت قصاب

بود مدام تو را شاه اولیا حافظ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و قدرت دعا و حمایت خدا اشاره می‌کند. او از شخصی می‌خواهد که در هر شرایطی، خداوند همراه و حامی او باشد. شاعر تأکید می‌کند که با هر اراده‌ای که داشته باشد، به خواسته‌اش خواهد رسید و دعاهای دیگران نیز در این راه به او کمک می‌کند. همچنین، او به قدرت و زیبایی شخصی می‌پردازد که مانند گلی در برابر خطرات دنیا مقاوم است و از آسیب‌ها در امان می‌باشد. شاعر به او اطمینان می‌دهد که در زمان‌های سخت، خداوند گره‌گشا خواهد بود و او را در تهدیدات زندگی حفظ خواهد کرد. در نهایت، شاعر امید دارد که شخص در دنیا و آخرت مورد لطف و توجه اولیای الهی قرار گیرد.