شمارهٔ ۲۰۴ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هم در زمین و هم به سما میکنم سماع
چون نخل شعله در همهجا میکنم سماع
چون کاه باد برده به هر جا که میروم
در اشتیاق کاهربا میکنم سماع
جام میم پر از می و در دست رعشهدار
دور از صدای ساز و نوا میکنم سماع
چون ذرهای که میشود از آفتاب دور
تا گشتهام ز یار جدا میکنم سماع
در چشم اهل دل اثرم هست و بود نیست
عکسم من و در آینهها میکنم سماع
یکجا عروسی است و دگرجای ماتم است
من در میان خوف و رجا میکنم سماع
قصاب طرفه شور جنونی است بر سرم
در آرزوی دار صفا میکنم سماع
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وصف حالتی روحانی و اشتیاق عمیق خود میپردازد. او با سماع در زمین و آسمان، به نوعی ارتباط با خداوند و عالم غیب دست مییازد. تشبیهات مختلفی مانند نخل شعله، کاه بادی، و ذرهای از آفتاب نشاندهندهی حرارت و عشق او به معشوق است. او با جامی پر از می و در دوری از ساز و نوا، به سُرور و شادی میپردازد. همچنین، در تضاد روزگار عاشق و معشوق، ماتم و شادی، او در میان این دو حالت به سماع ادامه میدهد. نهایتاً، به جنون عشق و longing اشاره میکند و آرزوی به دست آوردن صفا و آرامش را دارد.