نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۹ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تنها نه دل لاله کباب است در این باغ

مرغ سحری در تاب و تاب است دراین باغ

هر برگ گلی دست حنابسته ساقی است

هر گل قدحی پر ز شراب است در این باغ

هر جنبش اشجار چمن موجه دریا است

هر غنچه سربسته حباب است در این باغ

هر سرو خدنگی است که رو کرده به افلاک

هر ریشه او بال عقاب است در این باغ

هر برگ گل و سبزه که بر خاک فتاده است

از باد صبا مست و خراب است در این باغ

مستانه گل و لاله و شمشاد به رقص‌اند

اطراف چمن عالم آب است در این باغ

بر روی عروسان گل و لاله ز شبنم

هر قطره که بینی تو گلاب است در این باغ

قصاب در این غلغله هشیار کسی نیست

خندیدن تو کفر و غذاب است در این باغ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌های یک باغ می‌پردازد و تنوع و شادی موجود در آن را به تصویر می‌کشد. هر قسمت از باغ، از گل‌ها و درختان گرفته تا پرندگان و قطرات شبنم، نماد زندگی و نشاط است. شاعر با استفاده از تصاویری نظیر "مرغ سحری"، "گل قدحی پر ز شراب" و "سرو خدنگی" به خواننده منتقل می‌کند که این باغ پر از زیبایی و شور و اشتیاق است. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که هیچ کس از حقیقت و عواقب زندگی غافل نیست و خوشی‌های ظاهری ممکن است توهم باشند.