شمارهٔ ۲۱۹ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای در نظرم نشو و نمای تو مبارک
آمد شد خاک کف پای تو مبارک
هم در دل محنتزده داغت گل دولت
هم در سر شوریده هوای تو مبارک
امروز لباست شده گلرنگ به خونم
بادا بهقد این رنگ قبای تو مبارک
خون جگرم امر نمودی پی درمان
بیمار غمت راست دوای تو مبارک
المنهلله که شده بر من دلخون
برگشتگیِ آن مژههای تو مبارک
در رشته مژگان شده یاقوت سرشکم
بر پای نگه باد حنای تو مبارک
قصاب برآور کف امید که باشد
بر درگه او دست دعای تو مبارک
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این بیتها به بیان عشق و محبت شاعر به معشوق خود میپردازند. شاعر از زیباییهای معشوقش و تأثیر او بر زندگیاش سخن میگوید. او از درد و محنتی که به خاطر معشوقش احساس میکند، میگوید و اینکه این حس محنت به نوعی در دل او تبدیل به خوشبختی و شکرگزاری شده است. شاعر به رنگ لباس معشوق، اشکهایش که چون یاقوت هستند و دعای او اشاره میکند و به طور کلی، زیبایی و حضور معشوق را باعث سعادت و خوشبختی خود میداند.