شمارهٔ ۲۲۲ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
عالم همه باطل غم عالم همه باطل
در جای چنین کوشش آدم همه باطل
این دیر همان کهنه بنایی است که در وی
شد تاج کی و سلطنت جم همه باطل
این عرصه همان دخمهزمین است که گرداند
دست کی و سرپنجه رستم همه باطل
با عیش و الم ساز که خواهد شدن آخر
فردا به تو نوروز و محرم همه باطل
غمگین مشو از سفره افلاک که کردند
بیش است اگر رزق تو گر کم همه باطل
قصاب ز دوران مشو آزرده که باشد
از آمده و رفته جز این دم همه باطل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به فلسفه عدم و زوال دنیا اشاره دارد. شاعر میگوید که تمام تلاشها و کوششهای انسان در این جهان بیفایده و باطل است. او به قدمت دنیا و سلطنتهای گذشته اشاره میکند که همه آنها نیز به نوعی بیمعنا هستند. در این دنیا همه چیز، از شادی و غم گرفته تا لذت و درد، نهایتاً بیاهمیت است. بر این اساس، حتی اگر فردا نوروز یا محرم باشد، همه چیز در نهایت باطل و زائل است. شاعر به ما یادآوری میکند که نگران سرنوشت خود نباشیم، زیرا زندگی در این دنیا تنها یک لحظه است و فرایند آمدن و رفتن انسانها نیز بیتأثیر است.