شمارهٔ ۲۲۳ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
برنمیآید به کار کس ثبات بیمحل
مرگ به زندانیان را از حیات بیمحل
طبع اگر آزادهدل را نیست صرف لعل یار
کم ز صندل نیست در لذت نبات بیمحل
زود پیدا گشت خط و کشت ما را ز اضطراب
گشت این معموره ویران از برات بیمحل
جانب اغیار رو کردن ز خوبان بدنما است
نیست کمتر از گنه دادن ز کوه بیمحل
مفلس عاصی است ز ارباب جهان قهارتر
ظلم بسیار است اکثر دردهات بیمحل
نفس را سرکش نمودن از ملامت خوب نیست
کم ز کشتن نیست قصاب این نجات بیمحل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره اهمیت ثبات و معنا در زندگی است. شاعر به این نکته اشاره میکند که هیچ کار و زندگیای بدون معنای واقعی نمیتواند پایدار باشد و مانند مرگ برای زندانیان بیمعناست. او همچنین به آزادی و زیباییهای دل اشاره میکند و میگوید که لذت واقعی در چیزهای بیمعنی کمتر از خوشبختی واقعی نیست. شاعر به تضادهای زندگی، مثل ظلم و بیعدالتی در جامعه، اشاره میکند و در پایان، دلایل ناپایداری انسانها را در غفلت از خود و آخرتشان بررسی میکند. در مجموع، این شعر نگاهی عمیق به روح و معنا در زندگی و روابط انسانی دارد.