نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۵ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز حرف مدعی از الفت دلدار می‌ترسم

چمن پرورده‌ام از دوری گلزار می‌ترسم

ندارم قوّت دیدار ابروی کمانش را

ز تیر غمزه آن ترک بی‌زنهار می‌ترسم

میان ما و بلبل در چمن فرقی که هست این است

که او از خار و من از آن گل بی‌خار می‌ترسم

به من تا گشت ظاهر کز وفا دوراند مهرویان

همه از هجر و من از روز وصل یار می‌ترسم

همه شب می‌پرم پروانه‌سان بر گرد بالایش

ولی از آرزوی حسرت دیدار می‌ترسم

نمی‌گیرم ز لعلش بوسه‌ای قصاب تا دانی

گیاه خشکم از آن آتش رخسار می‌ترسم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق و ترس شاعر از عشق و جدایی است. شاعر از قدرت و زیبایی محبوبش می‌گوید اما در عین حال می‌ترسد که به دلیل فاصله و جدایی از او دچار آسیب شود. او احساس می‌کند که دیدن محبوبش سخت است و از تیرگی و غم آن می‌ترسد. همچنین، شاعر در مقایسه با بلبل، خود را در وضعیتی vulnerable می‌بیند و از دیری که از وصال یار دور است، احساس نگرانی و ترس دارد. او حتی از آرزوهای خود نیز می‌ترسد به خاطر اینکه ممکن است به حسرت بدل شوند. در نهایت، شاعر به خطرات و تلخی‌های عشق اشاره دارد و از عواقب آن هراسان است.