شمارهٔ ۲۲۶ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای شمع دلافروز به قربان تو گردم
ای آتش جانسوز به قربان تو گردم
از بسکه تو روز از شب و شب بهتری از روز
خواهم که شب و روز به قربان تو گردم
دیشب ز نگاهی مژهات زخم زد و دوخت
ای ناوک دلدوز به قربان تو گردم
از حرف کسان بیهده رنجیدهای از من
ای خوی بدآموز به قربان تو گردم
خوش تنگ کشیدی به بر آن خرمن گل را
ای جامه زردوز به قربان تو گردم
قصاب چو پروانه تو ای شوخ چو شمعی
ای شمع شبافروز به قربان تو گردم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعری به شدت از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید. او با بیانی آتشین و پرشور، از دلافروزی و سوزش جانش به واسطه عشق به معشوق یاد میکند. شاعر به تقدس و ارزش محبتی که در روز و شب نسبت به معشوق خود دارد، اشاره میکند و میگوید که حاضر است خود را قربانی این عشق کند. با تصاویری زیبا مانند شمع و آتش، عشق خود را توصیف میکند و به نوعی عشق را هم چون آتش و شمعی میبیند که در دلش میسوزد. در نهایت، هموار بودن راه عشق و احساس خطر و زیبایی در آن را به تصویر کشیده است.