شمارهٔ ۲۳۰ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
شد گرم تمنای تو سودای نگاهم
رو داد تماشای تو ای وای نگاهم
نشکفته هنوزم مژه چون غنچه در این باغ
کز باد فنا ریخته گلهای نگاهم
بنیاد دل غمزده را داده به طوفان
هر موج که برخاست ز دریای نگاهم
از ضعف برون پای ز مژگان نگذارد
خالی است به گرد نگهت جای نگاهم
از جلوه مستان قد کیست که امروز
چون شعله به رقص است سراپای نگاهم
گردد به سراغت نگه آن نوع که آیند
در حشر ملائک به تماشای نگاهم
قصاب از این حرف شدم شاد که گفتند
از قطره اشک آبله زد پای نگاهم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به شدت به عشق و زیبایی معشوقش اشاره میکند و احساسی عمیق از تمنا و اشتیاق را بیان میکند. او از چشمهای معشوق به عنوان منبع عشق و زیبایی یاد میکند و احساسات خود را در ارتباط با آنها توصیف میکند. هرچند که دل او در طوفان غم گرفتار است، اما عشق و زیبایی نگاه معشوقش همچنان او را زنده و شاداب نگه میدارد. در نهایت، شاعر به تأثیر نوازشگر نگاه معشوق اشاره میکند که حتی میتواند بر زخمها و غمها چیره شود.