نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۹ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ما اسیران همه مرغان خوش‌الحان همیم

هم‌زبان نفس و همدم بستان همیم

جمع گردیده به یک‌جا همه چون رشته شمع

همه دل‌سوز هم و سر به گریبان همیم

همه خاک ته میخانه یک میکده‌ایم

همه سرشار ز یک باده و مستان همیم

می‌کند عکس یکی جلوه در آیینه ما

چشم بگشوده به روی هم و حیران همیم

لیلی ما همه در عالم معنی است یکی

در حقیقت همه مجنون بیابان همیم

جان سپردن به خموشی ز هم آموخته‌ایم

عشق‌بازان همه شاگرد دبستان همیم

تیره‌بختان همه از آتش هم می‌سوزند

همه آتش‌نفسان برق نیستان همیم

عندلیب و من و پروانه نداریم نزاع

آخر این قوم جگرسوخته یاران همیم

پشت ما نیست خم از منت دونان چو کمان

راست چون تیر به کیش هم و قربان همیم

چشم‌سیریم و نداریم امیدی به کسی

ما فقیران همه قانع به لب نان همیم

نشود یک سر مو جمع دل ما قصاب

بس‌که ما طایفه چون زلف پریشان همیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی اتحاد و همدلی انسان‌ها در شرایط سخت است. شاعر با تشبیهات مختلف، نشان می‌دهد که همه ما در دل مشکلات و دردها، به هم نزدیک و در حقیقت یکی هستیم. او می‌گوید که ما مانند پرندگان خوش‌صدا، عاشقان و مجانین عشقیم که در کنار هم زندگی می‌کنیم و به یکدیگر آرامش می‌دهیم. همه ما از یک عشق و شور مشترک پرسه می‌زنیم و به همین دلیل، نباید در میان خود نزاع و اختلافی داشته باشیم. همچنین، شاعر به فقر، قناعت و ناامیدی اشاره می‌کند و می‌گوید که در این شرایط، به همدیگر امید و دلگرمی می‌دهیم تا سختی‌ها را تحمل کنیم. در انتها، او به پریشان‌حالی و نابه‌سامانی جامعه اشاره می‌کند و بر لزوم اتحاد تأکید می‌کند.