نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۲ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مردیم ز غم تا به تو خودکام رسیدیم

از سایه تیغت به سرانجام رسیدیم

خواندیم چو لوح سر خاک شهدا را

بر مطلب بی‌مهری ایام رسیدیم

روزی که برون آمده از بیضه شوقت

پر نازده اول به سر دام رسیدیم

در عشق تو گشتیم دمی گرم که چون صبح

از یک نفس عمر به انجام رسیدیم

بسیار طپیدن ندهد فایده در خاک

تسلیم چو گشتیم به آرام رسیدیم

بی‌بهره از آن زلف نشد گردن قصاب

ما نیز به یک حلقه از این دام رسیدیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساس عمیق عشق و حزن شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از غم و دردهایی که در پی عشق کشیده سخن می‌گوید و این که چگونه به نقطه‌ای از آرامش و تسلیم رسیده است. او به یاد شهدای عشق و روزهای سخت گذشته می‌افتد و بیان می‌کند که با وجود تلخی‌ها، تسلیم شدن در عشق نهایتاً به آرامش او منجر شده است. در نهایت، او به عشق و زیبایی‌هایی که به زندگی‌اش بخشیده‌اند اشاره می‌کند و از تاثیرات عمیق آن بر وجودش سخن می‌گوید.