شمارهٔ ۲۶۴ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
عمری است سراسر که به آزار منم من
سرگشته در این حلقه پرگار منم من
در گلشن معنی گل بیخار تویی تو
پیش نظر خلق جهان خار منم من
سروی ز غم فاخته آزاد تویی تو
پیش قد سرو تو گرفتار منم من
پیشآ که دوای دل بیمار تویی تو
در هر دو جهان طالب دیدار منم من
از چشم فروشنده صد فتنه تویی تو
از لطف نظر کن که خریدار منم من
شب تا به سحر شمع دلافروز تویی تو
پروانه پرسوخته ای یار منم من
زنهار مشو پیرو این زهد فروشان
قصاب از این طایفه بیزار منم من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و وابستگی شاعر به معشوق اشاره دارد. شاعر از ابتدای عمر خودش را گرفتار درد و رنج عشق میداند و با زبانی شاعرانه از زیباییهای معشوق صحبت میکند. او معشوق را به مثابه گل و سرو معرفی کرده و خود را در مقابل او به مثابه خار و گرفتار میبیند. شاعر به دنبال دیدار معشوق است و از او درخواست توجه میکند، در حالی که خود را به عنوان پروانهای که به دنبال شمع میگردد، توصیف میکند. در نهایت، شاعر نسبت به ریاکاری و ظاهربینی زاهدان هشدار میدهد و خود را از چنین طایفهای دور میداند.