نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۹ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

حدیث شام هجر از بلبل طرف چمن بشنو

رموز غنچه را گل‌چین چه می‌داند ز من بشنو

نظربازی تو را دور از عزیز خویش می‌سازد

بپوشان دیده را از مصر و بوی پیرهن بشنو

به باغ از عندلیبان نکته‌ پردازی چه می‌پرسی

بیا از من زمانی وصف آن گل‌پیرهن بشنو

دلی در آتش و از گریه در آب نمک دارم

اگر آهی کشم بوی کبابم از دهن بشنو

چو مار از بیم قهرت شعله در زنهار می‌آید

اگر باور نمی‌داری ز شمع انجمن بشنو

پس از مردن گذارت اوفتد گر بر سر خاکم

نوای های‌های الفراقم از کفن بشنو

بیا ای دل‌ربا قصاب را گردان فدای خود

تأمل چیست قربان سرت گردم سخن بشنو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات عاشقانه و دلتنگی شاعر می‌پردازد. شاعر از بلبل و غنچه به عنوان نمادهای عشق و زیبایی استفاده کرده و اشاره می‌کند که رازهای عشق را تنها او می‌داند. او نسبت به دوری از معشوق و غم جدایی ابراز احساس می‌کند و به تصویر کشیدن آتش در دل و اشک در چشمانش به وضوح نشان‌دهنده عواطف شدید اوست. در نهایت، شاعر از معشوق دعوت می‌کند که به نزد او بیاید و به کلامش گوش فرا دهد، زیرا این عشق و فراق او را به درد و رنج کشیده است.