شمارهٔ ۲۸۹ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
دلا به کار جهان اضطراب یعنی چه
شدن شناور بحر سراب یعنی چه
کشیده تیغ دو دم صبح از میان برخیز
به زیر سایه شمشیر خواب یعنی چه
به دور خط نگهش نشئه دگر دارد
در این بهار نخوردن شراب یعنی چه
چو موج بگذر از این بحر و چین بر ابرو زن
در آب خیمه زدن چون حباب یعنی چه
به سرعت ار گذرد یار دم مزن قصاب
کسی ز عمر نپرسد شتاب یعنی چه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تامل در مورد زندگی و مفهوم وجود انسان پرداخته است. شاعر به نقد اضطراب و نگرانیهای انسان در جهان میپردازد و به مفاهیمی چون خواب و بیداری، شراب و عشق، و سرعت گذر عمر اشاره میکند. او به این نکته میپردازد که زندگی شبیه به سراب است و ما باید از ظواهر فریبنده فراتر برویم. مفهوم حقایق عمیقتر زندگی که فراتر از چالشهای روزمره هستند، در این شعر مورد بررسی قرار میگیرد. در کل، شاعر دعوت به تفکر عمیقتر و جستجوی معنا در زندگی دارد.