شمارهٔ ۲۹۴ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به قدر دوستی بر حال مشتاقان نظر داری
از آن جمع است ما را دل که از دلها خبر داری
در این گلشن ز رنگ لاله و گل گشت معلومم
که در هر گوشه چندین چون من خونین جگر داری
پریشان زلف و کاکل داری اما کافرم کافر
به عالم گر سیه روزی ز من سرگشتهتر داری
چو دام از هر طرف داریم چشمی در زمین حیران
به راه انتظارت تا که را از خاک برداری
نگردد راست کارت از کجی بی قوّت طالع
به بازو چون کمان حلقه گر چندین هنر داری
فلک قصاب هر دم دوستی با دیگری دارد
چه چشم مردمی زین بیوفای فتنهگر داری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و دلتنگی شاعر برای معشوق است. شاعر میگوید که دلش در میان جمع عاشقان میتپد و او به خوبی از حال دلهای آنها باخبر است. او در این گلشن به زیبایی لالهها و گلها اشاره میکند و به حسرت خونین جگر خود از عشق میپردازد. در عین حال، او به بلاتکلیفی و سردرگمی در عشق اشاره کرده و به نقش سرنوشت در زندگیاش اشاره میکند. شاعر همچنین به بیوفایی و فتنهگری دیگران در روابط عشق اشاره کرده و به چالشهای عشق و انتظارهای طولانی اشاره میکند. به طور کلی، این شعر ترکیبی از زیبایی، درد و ناامیدی در عشق است.