شمارهٔ ۳۳ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
روشن شده از حسن تو کاشانهام امشب
خوش باش که بر گرد تو پروانهام امشب
نخل قد دلجوی تو ای زینت فردوس
سیراب شد از گریهٔ مستانهام امشب
دست طلب از دامن وصل تو ندارم
هرچند که در بزم تو بیگانهام امشب
سروی شد و چون شعله قد افروخت به افلاک
هر دود که برخاست ز ویرانهام امشب
از بهر یکی جرعه میباز چو قصاب
جاروبکشی گوشهٔ میخانهام امشب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیبایی و جذبه محبوبش اشاره میکند و احساس شگفتانگیزی را که حضور او در دل و خانهاش به وجود آورده، بیان میکند. او با ابراز خوشحالی از وجود محبوب، گریهاش را به خاطر شادی درونیاش توصیف میکند و به آن اشاره میکند که باوجود بیگانگیاش در جمع، هنوز در فکر و دلش محبوبی هست. شاعر همچنین به تصویر کشیدن خود به عنوان درختی سرسبز و شکوفا در آسمان میپردازد و در نهایت از شراب و حالت مستانهاش سخن میگوید. به طور کلی، شعر بازتابی از حالتی عاشقانه و میستیک است که شاعر در آن غرق است.