نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۳ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مهر تو به هر سینه عیان است و عیان نیست

چون عکس در آیینه نهان است و نهان نیست

با خلق جهان چشم سیه‌مست تو گویا است

این طرفه که با جمله زبان است و زبان نیست

فریاد که سررشته آشوب دو عالم

پیوسته در آن موی میان است و میان نیست

درد غم عشق تو رسیده است به صد جان

این جنس بدین نرخ گران است و گران نیست

چون روی تو خورشید مرا در نظر آید

حیرت‌زده‌ام زآنکه نه آن است و نه آن نیست

ابروش کمان است و کمانش نتوان گفت

قربان شوم آن را که کمان است و کمان نیست

تا دیده ز دل خون رود و باز پس آید

آب سر این چشمه روان است و روان نیست

بر هر که زند تیر جفایی به تو بندند

قصاب تو را سینه نشان است و نشان نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعری از استاد حافظ است که به بیان عشق و دلدادگی می‌پردازد. شاعر در آن به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید مهر و عشق او در دل‌ها نمایان است، با این حال خود او قابل دیدن نیست. او با توصیف چشمان معشوق و تاثیر آن بر جهان، نشان می‌دهد که عشق او به چه حدی عمیق و پیچیده است. شاعر همچنین به درد و رنج عشق اشاره می‌کند، در حالی که زیبایی صورت و ابروی معشوق را به شکل نمادین توصیف می‌کند. به طور کلی، شعر جنبه‌های مختلف عشق و زیبایی‌های آن را به تصویر می‌کشد و از درک عمیق این احساسات صحبت می‌کند.