شمارهٔ ۵۶ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن شوخ دلآرا رخ زیباش لطیف است
بر روی چو گل زلف چلیپاش لطیف است
چشم سیهاش نام خدا معدن ناز است
طرز نگه نرگس شهلاش لطیف است
هر لحظه کند جلوه چو طاووس به رنگی
ای دل نگران شو که تماشاش لطیف است
رخسار گل و لب گل و بالا گل و تن گل
چون دسته گل جملهٔ اعضاش لطیف است
در وصف رخ و لعل و خط و قامت رعناش
قصاب چه گویم که سراپاش لطیف است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیبایی و لطافت چهره محبوبش اشاره میکند. او توصیف میکند که صورت زیبا و ظریف او مانند گل است و زلفهایش همچون چلیپا لطیف مینماید. چشمهایش معدن ناز و دلربایی هستند و نگاهایش جذابیت خاصی دارند. همچنین شاعر به زیبایی اعضای بدن او از جمله رخسار و لبهایش اشاره میکند و در نهایت میگوید که هر جنبهای از او زیبا و لطیف است و نمیتواند به طور کامل توصیفش کند.