نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۳ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یک نفس بی یاد جانان زندگانی مشکل است

بی حدیث لعل او شیرین بیانی مشکل است

غیر شرح عشق گنجایش ندارد زندگی

بی غمش در هر دو عالم زندگانی مشکل است

اهل دل بی شورش مطرب نیاید در سماع

بی تلاطم بحر را رقص روانی مشکل است

گفتمش ای دیده سودایی چنین کار تو نیست

بر فراز قلعه دل دیدبانی مشکل است

در کمینگاه است دشمن از پی تاراج دل

در هجوم خواب غفلت پاسبانی مشکل است

وصل ممکن نیست ای غافل چه می‌خواهی ز دهر

گشتن آگه از نشان بی نشانی مشکل است

تا تو از سر نگذری نتوان تو را سردار کرد

تا نبازی دل در این ره دلستانی مشکل است

رد مکن از گلّه قربانیان قصاب را

جان من بی‌سگ در این صحرا شبانی مشکل است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مشکلات و دشواری‌های زندگی بدون عشق و یاد محبوب می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که زندگی بدون یاد معشوق بسیار دشوار و تلخ است و عشق تنها موضوعی است که ارزش زندگی را دارد. او اشاره می‌کند که شور و هیجان در دل و وجود انسان ضروری است و بدون آن، زندگی معنایی ندارد. همچنین در گام‌های عشق، باید از موانع عبور کرد و دل را در این مسیر آماده ساخت. در نهایت، شاعر به ضرورت توجه و مراقبت در مقابل خطرات قلبی اشاره می‌کند و اینکه نباید از مسیر عشق دور شد.