شمارهٔ ۶۷ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
یاد تو مونس شب تار دل من است
داغت گل همیشه بهار دل من است
چرخی که نه رواق فلک زیر بال او است
در صیدگاه عشق شکار دل من است
گشتن شهید تیغ تو نقشی است بر مراد
جان باختن به خصم قمار دل من است
هر تار زلف مرغ دلم را شد آشیان
هر حلقهای ز دام حصار دل من است
پیدا است از صفای رخش عکس راز من
رخسار یار آینهدار دل من است
چندین هزار آرزو اینجا است در شنا
گویی میان بحر کنار دل من است
چون قد کشید آه مرا خرم است باغ
چون چشمه کرد داغ بهار دل من است
قصاب طی مرحلهام تا تپیدن است
خون خوردن مدام مدار دل من است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساس عمیق عاشقانه و دلتنگی شاعر اشاره دارد. یاد معشوق، مونس شبهای تار و دلتنگی اوست. عشق او به اندازهای عمیق و جانسوز است که داغ معشوق در دلش همواره باقی است. شاعر به تصویرسازی زیبایی از عشق و حسرت میپردازد و بیان میکند که هر جنبهای از عشق، در دل او جا دارد. او از زخمهای عشق و آرزوهای ناچیز خود صحبت کرده و توصیف میکند که چگونه هر احساسی که تجربه میکند، تصویری از معشوق را در خود دارد. در نهایت، شاعر با توصیف تپش دل و آلام ناشی از عشق، به عمق رنج و زیبایی عشقاش اشاره میکند.