نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۹ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در شهربند عمر که کس را دلیل نیست

چیزی به غیر دردسر و قال و قیل نیست

بسیار در قلمرو صورت جمیل هست

اما یکی به خوبی صبر جمیل نیست

وامانده‌ای که تشنه‌لبِ آب رحمت است

هیچ احتیاج او به لب سلسبیل نیست

پوشیده دیده بگذر از این دشت هولناک

در راه عشق به ز توکل دلیل نیست

مالک ز محکمیش زند بر در جحیم

قفلی به تنگ‌درزی مشت بخیل نیست

بستیم راه سیل به فرعون با نگاه

ما را شکاف دیده کم از رود نیل نیست

بخت سیاهم از کجک حرص می‌برد

جایی که زور پشّه کم از زور فیل نیست

قصاب قول صائب دانا بگو که گفت

اینجا مقام پر زدن جبرئیل نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان درد و مشکلات زندگی در دنیا می‌پردازد. او اشاره می‌کند که در این شهر پر از دردسر، زیبایی‌ها وجود دارند، اما هیچ‌کدام به اندازه صبر و تحمل اهمیت ندارند. همچنین، او اشاره می‌کند که انسان‌ها به رحمت خداوند نیاز دارند و وجود نعمت‌ها نمی‌تواند جایگزین این نیاز باشد. شاعر به عشق و توکل به خدا تأکید می‌کند و می‌گوید در این مسیر هیچ دلیلی نمی‌تواند ما را متوقف کند. در انتها، او به محدودیت‌های انسانی و ناتوانی در برابر بزرگی و قدرت الهی اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که در این مقام نمی‌توان به راحتی پرواز کرد.