نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۰ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

سیر دنیا یک قدم نشو و نمایی بیش نیست

همچو گل در صحبت باد صبایی بیش نیست

نقد حسن او به دست ما چو آید می‌رود

وصل عاشق را به کف رنگ حنایی بیش نیست

دیده باطن دو عالم را تماشا می‌کند

چشم ظاهربین چراغ پیش‌ پایی بیش نیست

عاشق از یک دیدن قاتل تسلی می‌شود

کشته او را نگاهش خون‌بهایی بیش نیست

مقصد رندان ز عالم واله هم گشتن است

ورنه این آیینه گیتی نمایی بیش نیست

زاد راهی گیر ای قصاب آمد وقت کوچ

کاین همه معموره یک مهمان‌سرایی بیش نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به فلسفه زندگی و واقعیت‌های آن می‌پردازد. شاعر می‌گوید که دنیا فقط نمایشی است بی‌اهمیت، مشابه گل‌های زودگذر. زیبایی و محبت لحظه‌ای است و با گذر زمان از بین می‌رود. او به این نکته اشاره می‌کند که دیدگاه عمیق و باطن‌نگر به زندگی می‌تواند ما را از ظواهر فریبنده دور کند. عاشقان با یک نگاه به معشوق تسلی می‌یابند و زندگی به نوعی مهمان‌سراست که باید هر چه سریع‌تر از آن کوچ کنیم. در کل، این شعر بر ناپایداری دنیا و ارزش‌های واقعی تاکید دارد.