شمارهٔ ۸۱ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خال عنبربو جدا و خط مشکینمو جداست
آنچه خوبان را بود در کار با آن دلرباست
نرگس شهلا است یا چشم است یا آهوی چین
زینت حسن است یا خال است یا مشک ختاست
لاله سیراب یا ابر است یا قرص قمر
هاله ماه است یا خطّ است یا دام بلاست
دُرجِ مروارید یا لعل است یا عناب لب
شربت قند است یا شهد است یا آب بقاست
این قد و بالاست یا سرو است یا آشوب دهر
جلوه قد است یا شمشاد یا صُنعِ خداست
خنجر فولاد یا الماس یا نظاره است
این به دل جا کرده مژگان است یا تیر قضاست
میرسد با تیغ خونآلود آن شوخ از غضب
عید قربان است ای قصاب یا روز جزاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییهای معشوق و جلوههای مختلف آنها میپردازد. شاعر از ویژگیهای ظاهری معشوق، مانند خال و مو، و ویژگیهای دیگر چون چشم، لب و قد سخن میگوید و اینها را با اشیاء زیبا و نمادهای مختلف مقایسه میکند. در نهایت، به احساسات پیچیدهای که این زیباییها در دل شاعر ایجاد میکنند اشاره میکند و به نوعی جنگ و جدل احساسات خود اشاره دارد که شاید به عشق و محبت برمیگردد. این تضاد بین زیبایی و درد عشق، نمادی از جدال میان عشق و مشکلات آن است.