شمارهٔ ۸۶ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای وصل تو را آرزوی دل شده باعث
بر راه توام دوری منزل شده باعث
در گوشه ابروی تو آن خال مرا کشت
بر قتل من این زهر هلاهل شده باعث
گر دیر دهم جان ز غمش نیست ز سختی
شوق رخ آن شوخشمایل شده باعث
دانی ز چه رو گل نتوان چید ز رویش
بر عارضش آزرم چو حائل شده باعث
بر قتل من غمزده بیسروسامان
تیغ دو دم ابروی قاتل شده باعث
قصاب تو را کی بود از بند خلاصی
در گردنت آن زلف سلاسل شده باعث
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و دلتنگی است. شاعر به شدت به وصال معشوق خود آرزو دارد و دوری از او را دردناک میداند. او به زیباییهای معشوق اشاره کرده و میگوید که یک خال بر ابروی او باعث ناکامیاش شده است. عشق به معشوق، زندگی او را به سختی کشیده است و او از زیبایی و شوق او رنج میبرد. در نهایت، شاعر به بند بودن خود توسط زلف معشوق اشاره میکند که مانع آزادیاش شده است. بهطور کلی، این شعر احساسات شدید و درد ناشی از عشق و دوری را به تصویر میکشد.