نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۳ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

خوشه خرمن ما را دل صد چاک بس است

آب این مزرعه را دیده نمناک بس است

آسیایی نبود دیده ما را در کار

به شکست دل ما گردش افلاک بس است

فارغ از گرمی بی‌صرفه این بزمگه‌ایم

بهر دلسوزی ما شعله ادراک بس است

بی‌ثبات است، ز اسباب جهان دل برگیر

شد چون این آینه از زنگ هوس پاک بس است

چو به وصلش رسی ای دل طمع خام مکن

شدی ای صید تو تا بسته فتراک بس است

نیست قصاب پی قتل تو تیغی لازم

غمزه یار چو گردید غضبناک بس است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر نشان‌دهنده احساسات عمیق و پیچیده‌ای است. شاعر از غم و اندوه خود صحبت می‌کند و به ناپایداری زندگی و محبت اشاره دارد. او به صید دل و عشق می‌پردازد و می‌گوید که مشکلات و درد دلش کافی است. همچنین، بر این نکته تأکید می‌کند که عشق و زیبایی می‌تواند به راحتی به غم و حسرت تبدیل شود. شاعر به مخاطب یادآوری می‌کند که در عشق باید مراقب باشد و از خام‌طمعی پرهیز کند، زیرا محبت می‌تواند دردناک باشد. در نهایت، به این نتیجه می‌رسد که تهدید عشق بیشتر از هر سلاحی است و نیازی به ابزارهای فیزیکی نیست.