نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۷ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از کج‌نهاد سرنزند جز بیان کج

کج می‌رود خدنگ برون از کمان کج

نتوان خموش ساخت زبان اهل کذب را

دشوار بسته در شود از آستان کج

ظاهر چو شد هوس نشود کار عشق راست

رهرو به منزلی نرسد از نشان کج

تا کی عنان به دست هوا و هوس دهی

بیرون ز راه افتی از این همرهان کج

از زیر آسمان برو ای دل که بیش از این

نتوان نشست در پس این سایبان کج

شد سرنگون ز سنگ حوادث چو شهپرم

قصاب اوفتادم از این آشیان کج

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع کج‌رفتاری و انحراف از حقیقت می‌پردازد. شاعر با استفاده از تشبیهات و تصاویری، بر این نکته تأکید می‌کند که هر چیزی که از مسیر درست و راست منحرف شود، نمی‌تواند به هدف واقعی خود برسد. او بیان می‌کند که سخن کاذب و دروغ همواره صدای خود را دارد و نمی‌توان آن را خاموش کرد. همچنین، اشاره‌ای به چالش‌های عشق و تمایل‌های نادرست دارد که انسان را از راست Path دور می‌کند. شاعر در نهایت از دل می‌خواهد که از محیط کج و قضا و قدرهای نامناسب خارج شود، چرا که زندگی زیر سایه این ناپاکی‌ها امکان‌پذیر نیست. در پایان، به سقوط و ناکامی در نتیجه حوادث اشاره می‌کند.