نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۹ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خون می‌خورم ز عشق و مدارم گرفته اوج

شکر خدا که رونق کارم گرفته اوج

یک نیزه آب گریه‌ام از سر گذشته است

باران بی‌حساب بهارم گرفته اوج

از دل برون نرفت دمی یاد زلف او

دیگر درازی شب تارم گرفته اوج

قصاب باختم دو جهان را به یک نگاه

پیش دو چشم یار قمارم گرفته اوج

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از عشقش به معشوق سخن می‌گوید و به شدت به احساساتش پرداخته است. او می‌گوید که عشقش او را به اوج رسانده و حالتی صمیمی و شکرگزار دارد. اشک‌های او مانند بارانی بی‌حساب است و یاد معشوق از دلش خارج نمی‌شود. شاعر به قمار عشق و اینکه دو جهان را به خاطر یک نگاه یار باخته اشاره می‌کند و این نشان‌دهنده‌ی شدت احساسات اوست.