شمارهٔ ۹۰ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
روز اول چون حباب از همنشینیهای موج
خانه ما را بنا کردند در بالای موج
سربلندی چیست راضی شو به پستی چون خزف
تا نیفتی همچو خس دائم به دست و پای موج
قلزم عشق است و در پایان به اندک سرکشی
جامه از زنجیر میبرّند بر پهنای موج
تا بود جان در تلاطم دل خطر دارد ز خویش
در محیط عشق جای من بود یا جای موج
هر چه با دل کرد چین ابروی دلدار کرد
کشتیام قصاب طوفانی شد از دریای موج
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره تجربههای عاشقانه و چالشهای ناشی از آنهاست. شاعر به تصویر کشیدن احساسات خود میپردازد و زندگی را به یک حادثهی پر از نوسان و طوفان تشبیه میکند. او به این نکته اشاره میکند که باید با شرایط پذیرش و خضوع روبهرو شویم و از افتادن در دام احساسات خطرناک آگاه باشیم. در نهایت، عشق را به عنوان دریایی عمیق میبیند که میتواند انسان را در تلاطم و نوسانات خود غرق کند. شاعر با استفاده از تصاویری چون "موج" و "طوفان" حالات درونی و دمدمیمزاجیای را که در قلب عاشق وجود دارد، به نمایش میگذارد.