نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱ قطران تبریزی

قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بتی بروی چو لاله شکفته بر دیبا

تنم اسیر بلا کرد و دل اسیر هوا

دلم بصحبت او همچو پشت او شده راست

تنم ز فرقت او همچو زلف اوست دو تا

بدست دارد تیر و بغمزه دارد تیر

ز دست کرده رها و ز غمره کرده رها

ز غمزه زد بنشانه ز دست زد بدلم

نه آن ز دست خطا شد نه این ز غمزه خطا

ز تیر غمزه ولی را کند هماره عذاب

ز تیر دست عدو را دهد همیشه جزا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ احساسات عمیق عاشقانه سروده شده است. شاعر در آن توصیف می‌کند که چگونه زیبایی و جذابیت معشوقش (بتی) او را به شدت تحت تأثیر قرار داده و روح و جسمش را در بند کرده است. او در گفت‌وگو با معشوق، احساس نزدیکی و صمیمیت می‌کند، اما از فراق و جدایی او رنج می‌برد. شاعر همچنین به بازی‌های عشقی و تیرهایی که از طرف معشوق و دشمنانش به او زده می‌شود، اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که عشق و غمزه‌های معشوقش همواره او را عذاب می‌دهد. در نهایت، این شعر نمایانگر تضاد میان عشق شیرین و دردناک است.