شمارهٔ ۱۰۷ قطران تبریزی
قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
ای آفتاب روشن تابان میان گلشن
آرام شهر مائی نام تو شیر اوژن
از فخر نام داری و ز نام نیک جوشن
فرخنده باد بر تو نوروز و سیر گلشن
گیتی بتست خرم گردون بتست روشن
ناز روان مائی رنج روان دشمن
در زیر دشمنانت سوسن شود چو سوزن
در دست دوستانت سوزن شود چو سوسن
بستند بخت و دولت با دامن تو دامن
وندر زدند آتش دشمنت را بخرمن
با دوستان همی زی با دشمنان همی زن
با دوستان بساغر با دشمنان به آهن
هستی بکف کافی مر جود را تو معدن
هستی برای روشن مر فضل را تو مسکن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به آفتاب و نوروز اشاره میکند و او را منبع آرامش و زیبایی در شهر میداند. شاعر به فخر و عظمت نام آفتاب اشاره کرده و آرزو میکند که نوروز و شکوفایی گلها بر او فرخنده باد. او میگوید که زندگی در کنار دوستان خوب است و باید با دشمنان مبارزه کرد. در پایان، شاعر آفتاب را منبع پربرکت و فضیلت میشمارد.