نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۲ قطران تبریزی

قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای شهریار یار تو بس کردگار تو

اندیشه نیست گر نبود خلق یار تو

تو دستگیر خلقی واو دستگیر تو

تو گوش دار خلقی و او گوش دار تو

ایزد ترا ز خلق جهان اختیار کرد

کار جهان نباشد بی اختیار تو

هر چند خلق کار تو آشفته تر کنند

اوراست تر کند ز همه خلق کار تو

کس را نداد دولت و تأیید و بخت تو

از روزگار آدم تا روزگار تو

در بوستان بخت درخت سعادتی

فرهنگ و دانش است همه برگ و بار تو

اندیشه های خلق بدانی ز بهر آنک

بختست و دولت و خرد آموزگار تو

باشد نهان دشمن تو بر تو آشکار

بر دشمن تو هست نهان آشکار تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تبریک و تحسین خسرو جوان و خوشبختی او در آغاز ماه نو و شب شوال اشاره دارد. شاعر به او و دوستانش شادباش می‌گوید و این مجلس را پرآیین و خوشآمد می‌شمارد. او خسرو را یادگار فریدون می‌داند و از او می‌خواهد تا دستخوش تحولات نو باشد. همچنین شاعر به او آرزو می‌کند که هر لحظه‌اش با شهر و گنج و تاج و مقام نو پر شود. او سختی‌ها و رنج‌هایی که از دشمنان متحمل می‌شود را یادآور می‌شود، ولی در عوض امیدوار است که دوستانش همیشه او را یاری کنند. در پایان، آرزو می‌کند که هر ماه نو با خوشبختی و موفقیت برای او و جهان باشد.